متن شعر سریال ارمغان تاريكي (محمد اصفهاني)



چه در دل من!چه در سرتو
من از تو رسیدم به باور تو
تو بودی و من به گریه نشستم برابر تو
بخاطر تو به گریه نشستم بگو چه کنم
با تو شوری در جان ، بی تو جانی ویران
از این زخم پنهان ، می میرم
نامت در من باران ، یادت در دل طوفان
با تو امشب پایان می گیرم
نه بی تو سکوت ، نه بی تو سخن
به یاد تو بودم ، به یاد تو من
ببین غم تو رسیده به جان و دویده به تن
ببین غم تو رسیده به جانم بگو چه کنم
با تو شوری در جان، بی تو جانی ویران
از این زخم پنهان می میرم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:9 توسط دختــــر آسمونی
|
متن و عکس عاشقانه / دل نوشته های عاشقی